استراتژی گزینه های باینری

کف سقوط بورس کجاست؟

کف سقوط بورس کجاست؟

دامنه کاهش های پی در پی شاخص کل بورس به هفته جاری نیز کشیده شد و بازار سرمایه در آخرین روز کاری، بعد از مدت ها به کانال یک میلیون و ۲۰۰ هزار واحد عقب گرد کرد، اتفاقی که برای بسیاری از تحلیلگران قابل پیش بینی نبود و بسیاری از کارشناسان هم درمورد اینکه این کاهش تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد هیچ تحلیلی ندارند.

دامنه کاهش های پی در پی شاخص کل بورس به هفته جاری نیز کشیده شد و بازار سرمایه در آخرین روز کاری، بعد از مدت ها به کانال یک میلیون و ۲۰۰ هزار واحد عقب گرد کرد، اتفاقی که برای بسیاری از تحلیلگران قابل پیش بینی نبود و بسیاری از کارشناسان هم درمورد اینکه این کاهش تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد هیچ تحلیلی ندارند.

با وجود همه تصمیمات سازمان بورس برای برگرداندن تعادل به بازار سرمایه، حمایت های مجلس و اقدامات دولت، قیمت دلار و گزارش های شش ماهه چشم گیر شرکت ها، بازار سرمایه همچنان بر مدار نزول در حرکت است. حرکتی که در هفته جاری شیبی تند و چشم گیر داشت.

شاخص کل بورس در روز شنبه با ۳۸ هزار و ۳۰۵ واحد کاهش، رقم یک میلیون و ۲۷۴ هزار واحد را ثبت کرد. در روز دوشنبه شاخص کل ۳۷ هزار و ۴۷۰ واحد کاهش یافت و در رقم یک میلیون و ۳۳۶ هزار واحد ایستاد. روز سه شنبه و چهارشنبه نیز به ترتیب با ۳۴ هزار و ۸۴۸ واحد کاهش و ۱۳ هزار و ۸۳۵ واحد کاهش، در رقم های یک میلیون کف سقوط بورس کجاست؟ و ۳۰۱ هزار و یک میلیون و ۲۸۸ هزار واحد ایستاد.

کارشناسان دلایل مختلفی را برای سقوط بورس برشمردند؛ از جمله تاثیر شایعات افزایش نرخ سپرده های بانکی، قیمت گذاری دستوری در بورس کالا، انتخابات آمریکا، رفتار هیجانی تازه واردها، از بین رفتن اعتماد مردم و . البته درحالی که برخی هیچ پیش بینی درمورد اینکه کف سقوط شاخص کجا است ندارند، برخی دیگر بر این باورند که بورس دوباره محلی برای جمع آوری سرمایه های سرگردان می شود.

به طور کلی وضعیت بازارهای موازی، قیمت دلار، سودآوری شرکت ها و. شرایط را برای صعود بازار سرمایه فراهم کرده است اما به نظر می رسد آنچه که در این بازار از میان رفته، اعتماد مردم به این بازار است که وقتی هیجان جدیدالورودها در کنار آن قرار می گیرد، به سقوط هرچه بیشتر بورس دامن می زند.

شاخص بورس به کف سقوط بورس کجاست؟ کانال ۹۳ هزار واحد سقوط کرد

شاخص کل بورس با ۴۷۸ واحد ریزش در پایان معاملات امروز به ۹۳ هزار و ۸۰۵ واحد رسید تا عقبگرد این متغیر با شدت بیشتری ادامه پیدا کند.

شاخص بورس به کانال ۹۳ هزار واحد سقوط کرد

به گزارش ایران خبر و به نقل از پژوهشکده پولی و بانکی، افت شدید شاخص های تالار شیشه ای در کنار کاهش معنی دار حجم و ارزش معاملات، ‌این روزها سهامداران را مستاصل کرده به طوری که بسیاری از سهم ها با کاهش قیمت ها اندک بازده قبلی را نیز به زیان تبدیل کردند.
کاهش شدید نماگرها
بر اساس آمارهای معاملاتی بورس، روز جاری همه شاخص های بورس با ریزش مواجه شدند به طوری که شاخص کل با (۴۷۸) واحد ریزش معادل (۴۷۸) درصد به ۹۳ هزار ۸۰۵ واحد، شاخص قیمت «وزنی - ارزشی» با (۳۹۴) واحد افت معادل (۱.۳۲) درصد به ۲۹ هزار ۴۸۰ واحد، شاخص کل «هم وزن» با (۹۳) واحد کاهش معادل (۰.۵۶) درصد به ۱۶ هزار و ۶۱۷ واحد، شاخص قیمت «هم وزن» با (۷۶) واحد ریزش، معادل (۰.۶۲) درصد به ۱۲ هزار و ۳۳۹ واحد، شاخص آزاد شناور با (۴۴۳) واحد کاهش، معادل (۰.۴۴) درصد به ۹۹ هزار و ۶۶۲ واحد، شاخص بازار اول با (۲۲۹) واحد افت معادل (۰.۳۴) درصد به ۶۶ هزار و ۷۱۲ واحد و شاخص بازار دوم با (۱۵۹۹) واحد ریزش معادل (۰.۸۰) درصد، به ۱۹۹ هزار و ۳۵۳ واحد رسید.
ریزش شاخص صنایع
این گزارش می افزاید: روز جاری شاخص صنایع تالار شیشه ای با نوسان مواجه شدند به طوری که شاخص صنایع «اداره بازارهای مالی با ۲ واحد رشد معادل ۲.۹۴ درصد به ۷۰ واحد، سایر مالی با (۳۵) واحد افت معادل (۱.۶۲) درصد به ۲ هزار و ۱۴۱ واحد، محصولات فلزی با (۳۵۰) واحد ریزش معادل (۱.۶۳) به ۲۱ هزار و ۱۷۱ واحد، محصولات کاغذ با (۲۴۸) واحد کاهش معادل (۲.۴۹) درصد به ۹ هزار و ۷۲۹ واحد، حمل و نقل با (۱۰۱) واحد افت، معادل (۲.۸۶) درصد به ۳ هزار و ۴۳۵ واحد، ذغالسنگ با (۵۵۸) واحد ریزش معادل (۴.۰۹) درصد به یک هزار و ۳۷۸ واحد، سایر معادن با (۴۹۱) واحد کاهش معادل (۴.۴۸) درصد به ۱۰ هزار ۴۶۵» رسید.
در پایان معاملات امروز بورس، در ۳۷ هزار و ۲۸۳ نوبت معاملاتی، ۶۹۵ میلیون برگه کف سقوط بورس کجاست؟ کف سقوط بورس کجاست؟ اوراق بهادار به ارزش ۱۸۳ میلیارد تومان در بورس معامله شد و ارزش بازار نیز به ۳۷۳ هزار و ۲۰ میلیارد تومان رسید.

نقطه پایان ابرنوسان‌های بورس کجاست؟

بورس امسال شاهد دو فاز خرسی در کمتر از چند ماه بوده است که به جرات می‌توان ریشه این نوسان‌های فرسایشی را در سیاست به ظاهر حمایتی، اما فاجعه‌بار «دامنه نوسان» جست‌وجو کرد.

– روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: سقوط بورس ادامه دارد. قیمت‌ها هر روز ۵ درصد، ۵ درصد پایین می‌آیند و صف‌های فروش چنان بی‌تقاضا گذران عمر می‌کنند که دیگر حرفه‌ای‌های بازار هم امیدی به جبران ضرر‌های خود در بلندمدت ندارند.

این روز‌ها خیلی از فعالان بازار به این نتیجه رسیده‌اند که شاید حق با قدیمی‌ها بوده؛ «آتش تند، زود خاکستر می‌شود.» شاخص کل بورس تهران دیروز ۱/ ۳ درصد دیگر افت کرد و ضمن ثبت کاهش حدود ۴۰ هزار واحد به سطح یک میلیون و ۱۴۹ هزار واحد رسید.

بررسی ارزش معاملات خرد از ابتدای آبان ماه تا روز گذشته نشان می‌دهد که اوج‌گیری ارقام به ثبت رسیده تا محدوده ۱۵ هزار و ۶۱۲ میلیارد تومان پایدار نبوده و رسیدن ارزش معاملات به محدوده ۳ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان نشان از کاهش جذابیت بازار برای سرمایه‌گذاران حقیقی و البته افت نقدشوندگی سهام دارد. طی روز‌های گذشته سکان خرید در بازار سهام به دست حقوقی‌ها افتاده و خالص خرید این دسته از بازیگران سهام به جز ۴ روز از ابتدای دی ماه تاکنون مثبت است.

درحالی‌که تا همین چند ماه پیش مردم در صف انتظار دریافت کد بورسی بودند، حالا هر کسی هر جور که بتواند می‌خواهد از بورس خارج شود. این وضعیت در حالی اتفاق افتاده که در شرایط سقوط دسته‌جمعی بازار‌ها دیگر هیچ مقصد دیگری هم برای سرمایه وجود ندارد. در حال حاضر نه بازار دلار و سکه محلی امن برای سرمایه‌گذاری است و نه مسکن دیگر کشش افزایش قیمت بیشتر را دارد.

یکی از عمده دلایل شکل‌گیری الگوی رفتار دسته‌جمعی در معاملات بازارها، کم‌عمقی بازار در کنار قوانین زائد و دست‌وپاگیری است که به هیجانات دامن می‌زند و درنهایت سبب شکل‌گیری صف‌های پرحجم در سمت خرید یا فروش (بسته به روند معاملات) می‌شود؛ به‌طوری‌که معامله‌گران بدون توجه به پشتوانه‌های منطقی (چه بنیادی و چه تکنیکال) و تنها با نگاه به میزان تقاضا و عرضه ایجادشده در سقف و کف قیمتی، به جمع صف‌ها می‌پیوندند. درواقع تا زمانی که تشکیل صف ملاکی برای ارزندگی یک سهم یا برعکس شناخته می‌شود، واکنش‌های غیرمنطقی نیز دور از انتظار نیست.

با این حال همچنان سازمان بورس در حفظ محدودیت دامنه نوسان پافشاری می‌کند. با حذف محدودیت دامنه نوسان یا بازتر کردن میزان آن، اما ریسک معاملات نیز افزایش یافته و افزایش احتیاط میان سرمایه‌گذاران را شاهد خواهیم بود. ضمن کف سقوط بورس کجاست؟ آنکه دوره‌های فرسایشی در بازار سهام شکل نمی‌گیرد و عرضه و تقاضا در عرض چند ساعت بازار را به تعادل می‌رسانند. موضوعی که می‌تواند بازار سهام را به سمت بازاری منطقی‌تر و تحلیلی‌تر سوق دهد.

در دام بدبینی

بررسی‌ها نشان می‌دهد در روز‌های اخیر و با گذر شاخص کل بورس از حمایت روانی یک میلیون و ۲۱۱ هزار واحدی که در دور قبلی نزول قیمت‌ها به ثبت رسیده بود، افراد بیشتری متقاعد شده‌اند که بازار سرمایه امن نیست. حقیقت امر هم همین است. بالاخره نوبتی هم که باید پس از چند سال عقب‌نشینی پی‌درپی حالا نوبت ریال نحیف کف سقوط بورس کجاست؟ ایرانی است که نسبت به سایر دارایی‌ها اندکی عرض‌اندام کند.

روز گذشته قیمت هر دلار آمریکا در حالی به کف کانال ۲۲ هزار تومان رسید که در اوج قیمت ۳۲ هزار تومانی این ارز در تاریخ ۲۴ مهرماه اگر کسی از سقوط قیمت ارز سخن می‌گفت به احتمال زیاد به جای توجه و احترام، تمسخر و استهزا نصیبش می‌شد. همین رویه برای سایر بازار‌ها نیز جریان داشت. در واقع ترس از رشد بی‌امان پایه پولی در سایه سنگین عدم‌اطمینان ناشی از فضای ملتهب در سیاست خارجی به نحوی بر ذهنیت فعالان بازار اثر گذاشته بود که هیچ کس حتی فکرش را هم نمی‌کرد روند دوسال و نیمه رشد قیمت ارز به این زودی‌ها متوقف شود. اما انتخاب شدن بایدن به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا و خوش‌بینی به رفتار متعادل‌تر دموکرات‌ها توانست کل معادله را تغییر دهد.

در این میان اگرچه بار‌ها مقامات داخلی تاکید کرده‌اند که دیگر تخم‌مرغ‌های خود را در سبد آمریکا نخواهند گذاشت و شرط بازگشت به تعهدات برجامی بازگشت آمریکا به این پیمان و رفع تحریم‌هاست، اما ریسک انتظاری فعالان بازار‌های سرمایه‌پذیر در ایران به مسیر نزول رفته و همراه خود همچنان قیمت‌ها را نیز به زیر می‌کشد. همین عوامل بوده که توانسته در روز‌های اخیر صدای بسیاری از فعالان بازار سرمایه را مجددا درآورد و آن‌ها را به سمت اعتراض به وضع موجود سوق دهد. ولی آیا تمام این اعتراضات بحق است؟

دور باطل ناکامی

بررسی سابقه تاریخی دوره‌های رونق و رکود سهام در بازار سرمایه موید آن است که طی دهه‌های اخیر هر بار که قیمت ارز در داخل افزایش یافته با اندکی تاخیر بورس هم وارد فاز صعودی شده و در نهایت پس از سریع‌تر شدن رشد قیمت‌ها در این روند صعودی، با افت شاخص و در نهایت این بازار با رکود مواجه شده است. تا اینجای داستان اتفاق عجیبی رخ نداده است. بازار سرمایه آن هم در حالی که اقتصاد نوآوری چندانی ندارد و از طریق افزایش محسوس در بهره‌وری و سودآوری واقعی رونقی را نصیب سهامداران نمی‌کند، طبیعی است که در بیشتر ادوار فعالیت خود راهی به جز تجربه رونق تورمی نداشته باشد.

جریان از این قرار است که هر بار که اختلاف قیمت تثبیت شده ریال با ارز‌های خارجی پولی با متغیر‌هایی اعم از افزایش پایه پولی یا سرعت گردش پول اختلاف زیادی پیدا کرده یک محرک سیاسی سبب شده تا فنر سرکوب ارزش پول ملی رها شود و در نهایت دوره‌ای از کاهش نرخ برابری ریال را در مقابل سایر ارز‌ها شاهد باشیم؛ عاملی که در ادامه قیمت‌ها در بورس را به دلایلی نظیر افزایش ارزش جایگزینی، فراهم شدن زمینه برای افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی‌ها و رشد ارزش ریالی سودآوری شرکت‌های فعال در بازار سهام افزایش داده است.

نتیجه این امر هم طبیعتا صعود شاخص بورس بوده که هر چند سال یک بار تکرار شده و به دلیل عواملی مانند کوچک بودن ظرف بازار سهام در مقابل حجم نقدینگی ریسک‌پذیر و موانعی همچون دامنه نوسان و حجم مبنا به بیش واکنشی قیمت سهام انجامیده است.

مشکل، اما زمانی عمیق‌تر می‌شود که دریابیم وابسته بودن صعود و سقوط بازار سرمایه به عامل دلار در ادوار گذشته آسیبی دیگر نیز به بازار سرمایه زده است.

مردم عادی که در روز‌های آرامش یا بهتر بگوییم تقویت مصنوعی ارزش پول ملی، میل چندانی برای ورود به بورس نداشته‌اند، در هر دوره به دلیل آنکه شروع رشد قیمت‌ها از بازار ارز دیرتر رخ می‌دهد و سرعت رشد آن لزوما نیز متناسب با تحولات بازار ارز نیست، به سرمایه‌گذاری در بازار سهام سوق پیدا می‌کنند، پیامد این مساله همان‌طور که در سال‌جاری نیز شاهد بوده‌ایم، حضور انبوه مردمی است که از ترس افت ارزش دارایی‌های خود به بازاری قدم می‌گذارند که حضور در آن هم دانش مالی و اقتصادی بیشتری را نسبت به سایر بازار‌ها می‌طلبد و هم از آن جهت که تعداد زیادی از دارایی‌های ناهمگن در آن معامله می‌شود، به مراتب ریسک بسیار بیشتری از سایر بازار‌ها دارد.

متعاقبا این شکاف یعنی افزایش تعداد افراد فعال در آن بدون داشتن بینش دقیق در مورد ریسک‌های موجود در نهایت جایی بسته می‌شود و هر کس که در زمان شروع روند نزولی سهامداری کرده را در خود گیر می‌ا‌ندازد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا